Centered? - تاریخ: 1399/9/25 ساعت: 6:11
چقدر حس عجیبی بهم میده بلاگم رو خوندن انگار تو این دو سال اخیر تبدیل شده به چاهی که توش فریادهام رو میزنم. وقتی زندگی سخت میشد اذیت میشد غیرقابل تحمل میشد میومدم و فریاد میزدم و خالی میشدم. یکم ترسناک
جا ماندهست چیزی، جایی... - تاریخ: 1399/3/31 ساعت: 5:51
به نظرم خراب شدم یه چیز جایی گم شده پیدا نمیشه درست نمیشه.
رو سر بنه به بالین... تنها مرا رها کن. - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
آقا من اصن غیر اجتماعی ام. ویرد ام. مشکل دارم. فلانم. هرچی. نمیتونم با یکی دیگه زندگی کنم. واقعن نمیتونم. من اتاقمو لازم دارم. پرایوسی مو لازم دارم. تنهاییمو لازم دارم. نمیتونم. دست از سرم بردارید.
Don't get too close... It's dark inside... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
ذهنم درگیره و تمرکز نمیتونم بکنم. کاش فقط بتونم تمرکز کنم و کارمو جلو ببرم. به صورت باورنکردنی ای خستهام تمام مدت. نمیتونم کار کنم. خستهام. تو دیگه نیا تو ذهنم این جور وقتا... میشه؟! دور شو از ذهنم.
I wish that I could wake up with amnesia - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
بسهپاک شو توروخدا پاک شو نمیخام هروقت اسمتو میشنوم قلبم بایسته. نمیخام حالم بد شه. نمیخام بشینم گریه کنم تا ساعت ها. نمیخام صدای جیغ ممتد بشنوم تو سرم. نمیخام نمیخام نمیخام پاک شو از تو ذهنم. پاک شو ا
Who do you think you are؟ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
So who do you think you are? Ru ing around leaving scars collecting your jar of hearts and tearing love apart You're go a catch a cold from the ice inside your soul So don't come back for me Who do you think you are? Who do you think you are... Who do you think you are... Who do you think you are......
عصبانیتشو باید یه جا خالی کنه آدم دیگه - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
اه بابا لعنت بهت! واقعن لعنت بهت! خسته شدم دیگه ازین وضع لعععععنت بهت!!! به درک که دوستم نداری یا نداشتی یا هر کوفتی به درک که یادت رفته منو به درک که من هنوز نمیتونم هیچ رابطه دیگه ای شروع کنم به درک
گذشتن و رفتن پیوسته - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
None of us sees a damn thing in the dark... we just keep on driving... hoping for the best...
If your love turned into hate, would my love have been a mistake؟ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
انقدر پترنهای رفتاریم قابل پیشبینی شده که ترسناکه! امتحان و درس و اینا شدید شده استرسم زده بالا شب خوابم نمیبره و یه ذره، فقط یه ذره جدی داشت میشد رابطم. پنیک کردم زدم زیر کلش برگشتم به رفیقمون پیام دادم بعد سه ماه! اصن یه وضعیتی. خدابخیر کنه خلاصه :)))
یه روز خوب میاد - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
چند وقتیه که نمیدونم دارم با زندگیم چیکار میکنم. تلاشی هم نمیکنم که بفهمم. صرفن میگذرونم روزهارو ببینم که چی میشه :)
Forever, that's a funny word, isn't it؟ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
Oh my man I love him so... He'll never know :) All my life is just despair But I don't care... When he takes me in his arms... The world is bright, all right What's the difference if I say I'll go a
I need to lose you to find me - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
قسمت خنده تلخدارش اونجاست که تو همیشه همین آدم مغرور خودخواه بیشعوری بودی که الان هستی. همیشه همین بودی. صرفن من به قدری دوستت داشتم که نمیدیدم اینو. و الان هم با وجود دونستنش هم نمیتونم قبولش کنم. ن
Love me like you do - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 19:12
میدونی، تنها آدمی هستی که کنارش راحتم. حس نمیکنم لازمه کسی جز کسی که هستم باشم. احساس نمیکنم که باید وانمود کنم آدم بهتریم. حس نمیکنم که باید خجالت بکشم بخاطر کسی که هستم. میتونم با همه وجود خودم باشم.
دل من تا ابد گریه میخواد - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 19:12
خسته شدم. از نشدن خسته شدم. ازاین وضعیتم خسته شدم. ازینکه انقدر نمیدونم چیکار کنم خسته شدم. ازین که همش منتظر تموم شدنم. تموم شدن کلاس، تموم شدن روز، تموم شدن هفته، تموم شدن ترم تموم شدن دانشگاه تموم
دوگانه - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 19:12
و من همیشه توی این دوگانه خواهم موند که بخاطر فرار از استرس کارامه که برای خودم شرایط عاطفی پیچیده درست میکنم یا بخاطر شرایط عاطفی پیچیدهمه که از کارام فرار میکنم. خیلی حس میکنم که اولی محتمله. آخه
مرسی که هستی - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 19:12
حالم بهتر شده. خیلی بهتر. بخاطر وجود توعه تو زندگیم؟ نمیدونم. ولی خوشحالترم نسبت به قبل. خیلی خوشحالتر.
همای اوج سعادت به دام ما افتد - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 19:12
واقعن سخته ازت بگذرم. خیلی درد داشتی برام. ولی هنوزم جلوت ضعف دارم. هنوزم بگی دوسم داری میگم منم. هنوزم نگام کنی ذوب میشم. هنوزم... میدونم کامل نبودیم. بهترین نبودیم. حتا شاید خوشحال هم نبودیم. ولی دوست داشتم. دوستم داشتی؟
I'll be. - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 19:12
And I'll be your crying shoulder I'll be love suicide and I'll be better when I'm older I'll be the greatest fan of your life...
Why do they always have to be gay? - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 19:12
به طور عجیبی هر آدمی که خوشم میاد ازش گی از آب در میاد. واقعن هرکی ها! چرا خب؟ حتا بای هم نیستن لعنتی ها. gay af اند! درست نیست واقعن این وضعیت. درست نیست این شرایط. ای بابا :(
خوابم و نمیدونم چی بذارم اینو. - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 19:12
دوستش دارم خب... نمیدونم چقدر چرا چه شکلی اصلن نمیدونم چه مدل دوست داشتنیه این. ولی قلبم گرم میشه وقتی میبینمش. چشمام برق میزنه. خندیدنش خوشحالم میکنه. حرکاتش به نظرم بامزهترین و کیوتترینن. مدل

برچسب‌های مرتبط

شب بخیر دوستان | شب بخیر عشقم | شب بخیر کوچولو | شب بخیر عاشقانه | شب بخیر ایران | شب بخیر به انگلیسی | شب بخیر به آلمانی | شب بخیر زیبا | شب بخیر عارفانه | شب بخیر عزیزم