و من همیشه توی این دوگانه خواهم موند
که بخاطر فرار از استرس کارامه که برای خودم شرایط عاطفی پیچیده درست میکنم
یا بخاطر شرایط عاطفی پیچیدهمه که از کارام فرار میکنم.
خیلی حس میکنم که اولی محتمله.
آخه یکی دو بار که نیست.
مگه چقدر آدم میتونه هی پشت هم شکست عشقی بخوره؟
چقدر مگه میتونه هی دوست بداره آدمای مختلفو؟
چقدر میتونه درگیر احساسی بشه؟
و هی همه اینا همزمان بشه با وقتایی که ددلاین داره و استرس داره و کاراشو نمیخواد انجام بده؟
چرا وقتایی که به کارام میرسم و اینا حالم خوبه و شکست عشقی نمیخورم؟
چرا اون وقتا برام راحته رها کردن؟
دیگه ذهنم درگیر نمیشه که چرا هست چرا نیست چرا فلان؟
شکست عاطفی فقط برام فرار از درسه، از کاره از استرسه.
از همه چیزای نامطلوب.
کاش دونستنش بتونه کمک کنه بهم توی حل کردنش.
who gets it? :)...
ما را در سایت who gets it? :) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1398 ساعت: 19:12